ميرزا ابراهيم
45
سفرنامه استرآباد و مازندران و گيلان و . . . ( فارسى )
هفتاد هشتاد خانهوارند و نمايان مىباشد . بعد پل چوبى و صحرائى كه طرف دست چپ ده دنگلان مىباشد . و طرف راست دامنهء كوه ده شوريان است كه شال چوخاى خوب در آنجا به عمل مىآيد . بعد مىرسد به پل چوبى كه به قدر ده دوازده زرع گود مىباشد و ايام زمستان اين رودخانه آب ندارد ، گذشته مىرسد به پل آجرى رد شده امامزادهء روشنآباد است [ كه ] اسمش امامزاده عبد اللّه مىباشد كه گنبدش سبز است [ و ] پائينترش سفالپوش كه يك تالار سفالپوش هم دارد كه قبرستان بزرگ است گذشته جنگل خار و پل چوبى كه طرف چپ راه ، خيابان شاهعباسى است و طرف راست راه كفشگيرى مىباشد [ كه ] مىرسد به صحرائى و رودخانهء آب كه دست چپ هم رودخانه [ اى ] كشيده است كه از كفشگيرى مىآيد . و صحرا و كوه نمايان است . بعد درختهاى توت كه دست چپ تپه [ اى ] بلند مثل كوه مىباشد . بالايش در عهد قديم قبرستان گبرها بوده است . كه داخل به كفشگيرى مىشود . [ دهكدهء كفشگيرى ] كه اين قريهء كفشگيرى در جمع بلوك سدنرستاق است . خريدارى و ملك رحيم خان هزارجريبى است . كه عمارات رحيم خان همه سفالپوش مىباشد . و يك باب مسجد و يك باب تكيه و يك باب حمام و يك درخت سرو و دويست و نود خانهوار در كفشگيرى است . و سه در دكان هم دارد . و در ديوانخانهء رحيم خان هفت درخت چنار و حوض آب دارد . و دور قريهء كفشگيرى را از ترس تركمان خندق زدهاند كه راه آمد و شد ، از راه معيّن باشد . و شعربافى از قبيل چادرشب و اليجه و پيراهن شير - پنير و شال چوخا با ساير چيزها ، خوب مىبافند . محصولش كمى پنبه و گندم [ و ] جو و زيادتر حاصلش برنج است .